۱- اولين قدم براي وارد شدن به عرصه هنر قهر كردن با مادر است
، مگر نشنيده ايد كه مي گويند:« هر كس از مادرش قهر كرد رفت خواننده يا بازيگر شد؟!»، البته اگر خيلي بچه ننه هستيد و نمي تونيد با مادرتون قهر كنيد فقط يك راه ديگه داريد و اون هم اين است كه به باباتون بگيد بره و يك زن ديگه هم بگيره و شما از ننه دوميتون غهر كنيد!!
۲- اكنون شما بايد به دنبال ترانه بگرديد، اما چون پول نداريد
... ببخشيد چون ترانه سراها را قبول نداريد تصميم مي گيريد از خودتان شعر دركنيد! براي اين كار لازم است به دور و ور خود نگاه كنيد و نام هر چيزي را كه مي بينيد بسراييد، به اين مثال توجه كنيد: ساعت، ديوار،نامه،آلبوم،گلدون،شونه، يخچال،رسيور ... اي بابا حالا ما يه چيزي گفتيم ديگه هر چي ديدي رو كه نبايد بسرايي!! البته راههاي فراوان ديگري هم براي ترانه سرايي هست كه در مقال نمي گنجد.
۳- نگاهي به دور و بر خود بيندازيد
، چه مي بينيد؟ يك اتاق به هم ريخته
... نه كمي نگاهتان را وسعت دهيد
... حالا چي مي بينيد؟ ... درست است يه عالمه استعداد كه هنوز كشف نشده اند، حتما شما پسرخاله و يا پسر عمويي داريد كه گيتار زدن بلد باشد، پس سريعا با خانه عمه و خاله تان تماس بگيريد و با آنها بگوييد خواننده شده ايد و به نوازنده نياز داريد، آنها هم سريعا از شما مي خواهند اجازه دهيد برايتان آهنگ بسازند!
۴- به وزارت ارشاد برويد و كمي خواهش و تمنا كنيد كه به آلبوم شما مجوز ندهند،
اگر هم مجوز دادند باز هم عيبي ندارد شما كار خودتان را بكنيد يعني سري به نشريات زرد بزنيد و بگوييد كه دست هايي پنهان چشم ديدن موفقيت شما را ندارند و تهديد كنيد از كشور مي رويد!![]()
۵- پرواز به آن طرف آب ها، براي شروع دبي خوب است.(چون بيشتر از اون پول بليط نداريد!)، اكنون شما به يك شبكه تلویزیونی 24 ساعته دعوت مي شويد كه حرف بزنيد، براي محبوبيت هم كافيست جلوي دوربين گريه كنيد
و بگوييد دلتان براي كشور و كوچه هاي شهرتون تنگ شده
... اصلا بهتره يه شعر هم در اين مورد بخونيد:
مي خوام بيام به ايرون تو صف نون بمونم ... اونجا واسه ي خودم و ننه ام بخونم
اينجا دلم گرفته، يه همزبون ندارم ................ اينجا حتي «لپ لپ» هم نداره!
( اصلا مهم نيست كه شعرتون قافيه و وزن نداشته باشه، مهم حس شماست كه منتقل ميشه!)
۶- نگاهي به خود بيندازيد ... چه مي بينيد؟ يك جوان، موي بلند،روي سياه،ناخن كثيف؟!
نه ... بهتر به خود نگاهي بيندازيد ... چي مي بينيد؟ چي؟ يك جوون منحرف غرب زده بي خانمان؟!
... اصلا بهتره خودم بگم، شما الآن به آرزوي خودتون رسيده ايد، اكنون شما يك خواننده محبوب هستيد كه حتي در روستاها هم پوسترها و CD هاتون خريد و فروش ميشه، و هر روز چند كنسرت مي گذاريد.
۷- حالا وقت آن است كه كمي به گذشته خود فكر كنيد و به ياد آوريد چه كسي شما را راهنمايي كرد تا يك خواننده شويد؟! كمي معرفت داشته باشيد و حداقل يك امضا به من بدهيد!!
هر ملتی چه چیزی را کشف یا اختراع کردند؟
ترکیه: آنها رنگ موی بلوند را کشف کردند و سعی کردند با تمام ظرفیت از آن استفاده کنند.
.
آمریکایی ها: آمریکایی ها کشف کردند که اگر 300 میلیون نفر از مردم آمریکا، سه جور همبرگر، دو جور قهوه، چهار جور عروسک، دو تا حزب و دو جور رئیس جمهورداشته باشند، قطعا مجبور نیستند فکرشان را برای انتخاب کردن خسته کنند و می توانند با خیال راحت تلویزیون نگاه کنند.
انگلیسی ها: انگلیسی ها کشف کردند که اگر آمریکایی ها مطرح ترین نیروی مقتدر، فرانسوی ها به عنوان دموکرات ترین جامعه، سوئیسی ها به عنوان ثروتمند ترین کشور و ایتالیایی ها به عنوان زیباترین تولید کننده زیبایی در دنیا مطرح باشند، آنها می توانند قدرتمندترین و دموکرات ترین و ثروتمندترین کشور را داشته باشند.
مراکشی ها: فرانسه را کشف کردند، مدتی به عنوان کارگر در آن مشغول به کار شدند و به این کار ادامه دادند
پاکستانی ها: آنها کشف کردند که تا وقتی رئیس جکومت لباس نظامی نپوشیده است، در کشور آرامش برقرار نمی شود، بنا براین سالهاست که یک نظامی با کودتا روی کار می آید و به محض اینکه احساس کرد که اوضاع بروفق مراد است و دیگر لازم نیست لباس نظامی بپوشد، بعد از چند سال با کت و شلوار و کراوات در ملاء عام ظاهر می شد. یک روز بعد، صبح زود، یک نظامی که لباسش را هنوز درنیاورده بود کودتا می کرد و قدرت را در دست می گرفت.
مصری ها: کشف کردند که اگر اجساد پادشاهان را کاملا مومیایی کنند و زیر خروارها سنگ مثل اهرام دفن کنند، این پادشاه دیگر دست از حکومت کردن برمی دارد و کسی دیگر پادشاه می شود.
آلمانی ها: کشف کردند که اگر دقیق ترین و قدرتمندترین و مطمئن ترین اتومبیل دنیا را بسازند، می توانند مطمئن باشند که بازار جهانی اتومبیل در اختیار ژاپنی ها قرار خواهد گرفت.
فرانسوی ها: عطر را کشف کردند و از آن پس مطمئن شدند که اگر یک ماه هم حمام نروند بوی بد بدنشان دیگران را آزار نخواهد داد.
بلژیکی ها: کشف کردند که برای اداره یک کشور نه میلیون نفری، یک پادشاه، سه زبان، چهار دولت و دویست وزارتخانه کافی است و لازم نیست دولت را از این بزرگتر کنند.
سوئدی ها: سوئدی ها با یک مشکل جدی همواره مواجه بودند، هر وقت می خواستند چیزی را کشف کنند زمستان می شد و باید می رفتند داخل خانه و به همین دلیل چیزهای زیادی کشف نکردند.
چینی ها: چینی ها در دوران کمونیسم قبلی کشف کردند که اگر همه یک میلیارد و خرده ای میلیون جمعیت این کشور یک جور لباس بپوشند، تعداد مخالفین حکومت کمتر می شود.
ژاپنی ها: کشف کردند که برای استفاده از دوربین هایی که دائما تولید می کنند، حتما لازم است که همیشه ده درصد جمعیت این کشور در خیابان شانزه لیزه پاریس مشغول عکاسی باشند.
ایتالیایی ها: رادیو را کشف کردند، وسیله ای که می توانست روزی 24 ساعت بلاانقطاع حرف بزند.
اسپانیایی ها: کشف کردند که اگر پارچه قرمز را جلوی چشم گاو بگیرید، حتما به طرف آن حمله می کند.

